کد مطلب : 58783 / تاریخ ثبت : 1396/11/10 12:04

آنان که بودند را ارج بنهیم

پر کردن جای خالی استراتژی با کارگران

بیش از ۷۲ ساعت کار مداوم پرسنل خدوم شهرداری،راهداری، اورژانس، پلیس و... نکته ای نیست که بشود کتمان کرد یا چشم انصاف را رویشان بست. در ضمیمه ی این تقدیر اما، یک سوال باقی است در این لشگر نیروهای دل به کار داده چرا یک برف بحران می شود؟! چرا از پس بحران ها بر نمی آییم؟! حقیقت مغفول این است که ما در بحران ها شکست نمی خوریم، شکستمان از مدیرانی است که تسلیم قضا و قدرند و متاسفانه بر صندلی درست ننشسته اند

به نظر می رسد ایران تنها کشوری است که یک بارش برف نه چندان سنگین برف کلانشهرهای آن را با بحران مواجه می سازد. وقتی که پایتخت در سال ۲۰۱۸ و با این پیشرفت تکنولوژی در حوزه خدمات شهری تسلیم یک برف نیم متری می شود، وقتی یک آتش سوزی در تنها یک ساختمان نه یک منطقه باعث شهید شدن چند آتشنشان و شهروند می شود آیا باید انتظاری غیر از آن از کلانشهرهایمان داشته باشیم؟!

آیا همان روزی که نردبان آتش نشانی در خیابان جمهوری برای نجات آن دو زن گرفتار آمده در آتش باز نشد نباید قالیباف را استیضاح می کردند تا درس عبرتی برای اسلافش باشد؟ آیا روزی که پلاسکو سوخت یا روزی که برف زندگیمان را مختل کرد مدیر ارشد مدیریت شهری را نباید به پای میز محکمه می کشاندند و توبیخش می کردند تا هر کسی به خود جرات پذیرش مسند شهرداری را به خود ندهد؟!

وقتی که آقای نجفی روزی معاون رییس جمهور و روزی عضو شورا و روزی دیگر وزیر می شود دو حالت برای این نخبه در گردش (معکوس گردش نخبگان) در نظر گرفت. یا اینکه ایشان مدیری مدبر و متخصص در همه امور است یا اینکه رانتی باعث اهدای این مسندهای گوناگون به وی می شود. البته تردیدی در اینکه تمامی عزیزان در هردو جناح نشانه ای از ژن خوب دارند نیست اما مگر یک ژن چقدر می تواند خوب باشد؟!

تهران در برف سقوط کرد و بالتبع کرج هم که شبیه بچه گربه ای که مادرش را دنبال می کند به تقلید از تهران مانند "ژاپن گرفتار در آب"!، تبدیل به یک جزیره محصور در برف شد. اتوبان قفل شد. راههای ورودی به شهر مسدود شدند و شهروندان بیش از هفت ساعت در این نعمت الهی گرفتار آمدند. 

نکته اینکه نه تنها راههای ورودی به شهر که راههای داخلی شهر هم در سومدیریت یخ زد. خبرنگار شبکه خبری البرز پس از دو ساعت گرفتاری در ایستگاه بی تاکسی و بی اتوبوس متروی کرج سرانجام توانست با هزینه ای گزاف شانس رسیدن به باغستان را پیدا کند و در مسیر بعدی از ساعت یازده تا سه شب در خیابان اصلی باغستان اسیر سرسره بازی ماشین ها شد و درست زمانی که دست از زندگی شسته بود و تجسمی خوابی ابدی در این سرمای جانکاه را می کرد توانست به همت شهروندان نجات یابد.

اما سوی دیگر داستان چیست؟ بگذارید از زاویه ای معکوس به ماجرا بنگریم. برف که شروع شد، معاون خدمات شهری شهرداری کرج خود و تمام زیرمجموعه اش و متعاقب آن مدیران مناطق آماده باش مقابله با برف به میدان آمدند. نصیری (شهرداری)، مدیرروستا،نصیری، موسوی، عطایی، سعادت، سلطانی مقدم، وارسته، محمدلو، حسینی مدیرانی بودند که در رصد ساعات مختلف سه شبانه روز گذشته در سطح شهر حضور داشتند و به این جمع هزاران نیروی خدوم و زحمتکشی را اضافه کنیم که با کمترین میزان دستمزد حقوق ایثارگرانه برای نجات شهر تلاش می کردند.

اما تنها نیروی انسانی برای مهار یک بحران کافی نیست. اگر این بارش را بحران بدانیم(که نیست) به راحتی با تقویت ماشین آلات ومکانیزاسیون سیستم خدمات شهری قابل مدیریت بود. در کنار تهیه ابزار می توانستیم از مشارکت مردمی بهره مند بشویم. کافی بود دپوی کیسه های شن و نمک در مناطق و معابر قرار بگیرد و از زمان اعلام هواشناسی شروع به آموزش های لازم به شهروندان بکنیم. و دهها نکته دیگری که قطعا نیروهای با تجربه شهرداری بهتر از نویسنده می دانند.

ما از برف شکست نخوردیم شکستمان از بی برنامگی بود. اگر مشاورینی که با اعتماد آقای شهردار به سیستم شهرداری کرج راه پیدا کرده اند کمی تدبیر از خود نشان می دادند و بجای ادعا و لاف های گزاف کمی جنم مدیریتی داشتند شهر اینچنین به تعطیلی کشانده نمی شد.

این واقعیتی برای نقطه به نقطه ایران است، ایرانیان رشید و فداکاری که دل به دریای حادثه می زنند هرگز در بحران ها شکست نمی خورند، ما قبل از حمله دشمنان، قبل ازهجوم بحران ها، قبل از خشم طبیعت شکست می خوریم و شکستمان از مدیران و مسولانی است که سرجای خود ننشستند.
بابک الحاقی
.چاپ مطلب
برف مدیریت شهری شهردار تهران شهرداری کرج
تعداد دفعات مشاهده شده : 718
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید