کد مطلب : 58861 / تاریخ ثبت : 1396/11/14 12:34

تاملی بر برفی که بحران ساز شد

کل قاره اروپا بخصوص کشورهای اسکاندیناوی و همینطور کانادا به مدت 6 ماه از سال را در چنین وضعیتی سپری می کنند با بارشهای برف سنگین. اما با مدیریت سیستمی و مشارکت مردمی براحتی بحران برف و سرما و یخ زدگی معابر را به آسانی پشت سر می گذارند و نه تنها مدارس و ادارات با تعطیلی مواجه نمی شوند بلکه زندگی روزمره را به راحتی و با آرامش ادامه می دهند .

این روزها براستی در حوزه های فرهنگی و اجتماعی با بحران مواجه هستیم . در بارشهای برف اخیر متاسفانه نشانی از مشارکت و همدلی و همنوایی در بین احاد مردم مشاهده نشد نوعی بی اعتمادی و عدم مشارکت مردمی کاملا به چشم می خورد.

و این در حالی ست که  بارزترین خصیصه ملی مان ، توجه به اصل معنویت  ؛ نیکی ، محبت و اخلاق اجتماعی ست که متاسفانه این میراث های گرانبهای فرهنگی از نیاکانمان بدلیل گسست بین نسلی برایمان کم رنگ شده است و لذا در یک چالش بزرگ فرهنگی و اجتماعی بسر می بریم.

طی هفته جاری شاهد بارش آسمانی الطاف و نعمات الهی بودیم و در زمین شاهد نقمات زمینیان و هم وطنان! قطعی برق ، بسته شدن راهها و جاده ها. عدم دسترسی مردم به مراکز اصلی ، بسته شدن خیابان های اصلی و معابر فرعی ، تعطیلی ادارات و مراکز آموزشی و برخی واحدهای تولیدی و صنعتی ، بحران ارتباطات، بحران زندگی شهری و بحران اجرایی و مدیریتی و ...برای بارش  چیزی حدود 50 سانتی متری برف در پایتخت و برخی استان های کشور!

حال شما مقایسه کنید کل قاره اروپا بخصوص کشورهای اسکاندیناوی و همینطور کانادا به مدت  6 ماه از سال  را در چنین وضعیتی سپری می کنند  با بارشهای برف سنگین. اما با مدیریت سیستمی و مشارکت مردمی براحتی بحران برف و سرما و یخ زدگی معابر را به آسانی پشت سر می گذارند و نه تنها مدارس و ادارات با تعطیلی مواجه نمی شوند بلکه زندگی روزمره را به راحتی و با آرامش ادامه می دهند .

با نگاهی جامعه شناختی به این موضوع باید اذعان نمود که وقتی در یک جامعه و کشور مردم به خودشان اعتماد نداشته باشند و در عین حال به مدیران و مسئولین نیز اعتماد نداشته باشند در این صورت مردم به یک کمای اجتماعی فرو  می روند و ما با هیچ گونه مشارکت مردمی و همدلی مواجه نخواهیم بود و اینجاست که در صورت وقوع هر بحران در کشور دچار اصل (( غافلگیری )) می شویم و پرداخت هزینه های بی جهت و بی اعتمادی و نارضایتی .

باید با قدرت اعتماد سازی کنیم. این امر یک ضرورت ملی ست . نقد این روزها به دو مولفه باز می گردد؛
۱_ فقدان مدیریت مشارکتی و سیستمی 🔹 در این بخش فقدان مشارکت افراد شایسته و  متخصص و مناسب برای انجام کار مناسب در زمان مناسب ، فقدان مقررات و ضوابط مناسب ، نبود برنامه ریزی ، عدم پیش بینی نقدینگی مناسب ، عدم نظارت و بازرسی مداوم و نبود تشویق و تنبیه از سوی مدیران و مسئولین و فقدان سیستم علمی و  اجرایی به روز  را شاهد هستیم.
۲ _ فقدان پویایی فرهنگی و اجتماعی🔹 در این بخش  : نبود روحیه مشارکت و همدلی و همنوایی اقشار مختلف مردم در یاری رساندن به یکدیگر و همچنین به مدیران در جهت رفع بحران را این روزها شاهد هستیم.

در نهایت اینکه  نبود مدیریت مشارکتی و سیستمی و فقدان پویایی فرهنگی و اجتماعی ، با نگاهی واقعگرایانه ، مردم و مسئولین ما را وارد بازی باخت _ باخت خواهد کرد که برنده ای نخواهد داشت. و از سوئی دیگر چنانچه دارای ظرفیتها و شیوه های مدیریت مشارکتی و سیستمی و علمی شده و از تجارب جهانی نیز بهره مند شویم بدون تردید شاهد حمایت ، همدلی، وحدت و روحیه مشارکت مردمی و دوری از حاشیه ها خواهیم بود و آنوقت است که می توانیم ادعا کنیم در بحرانها وارد بازی برد _  برد گردیده و در برابر هر بحران با کمترین هزینه و نارضایتی در نهایت کارنامه قابل قبولی بدست خواهیم آورد به امید آنروز...

.چاپ مطلب
برف مدیریت بحران
تعداد دفعات مشاهده شده : 314
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید