کد مطلب : 59465 / تاریخ ثبت : 1396/12/19 13:54

نگاهی به شعارهای معترضان صنفی:

خنده ی یک چشم به اشکِ چشمِ دیگر

با نگاهی ساده به شعارهای اعتراضات صنفی و حتی سیاسی در کشور می توان به این واقعیت پی برد که روزمره شدن مسائل و مشکلات کلان و بی‌اعتنایی مسؤولانِ مدعی، مردم را وادار کرده است که خواسته‌های خود و واقعیت‌ها را به شکلی وارونه بیان کنند

در زندگی شرایطی پیش می آید که از تحمل فرد خارج است و یا قابلیت رتق و فتق ندارد. برخی نهایتاً به این وضعیت تن می‌دهند و اجباراً سازگاری پیدا می‌کنند. امّا برخی دیگر، به هر حال روش‌هایی را برای مقاومت یا مبارزه با این وضعیت در پیش می‌گیرند. در دوره دبیرستان، معلم پیری داشتیم که یکی از توصیه‌هایش به شاگردانش این بود که «هروقت با موضوع یا موقعیتی مواجه شدید که توان تحمل آن را ندارید، آن را وارونه کنید.» از آنجایی که رابطه‌اش با مدیر مدرسه مناسب نبود و سایه‌ی همدیگر را با تیر می‌زدند؛ در ادامه می‌گفت: «مثلاً اگر از مدیر یا ناظم خوشتان نیامد، او را سر و ته کنید.»

شاید بشود با این توصیه‌ی معلم، نوع اعتراضات اجتماعی یا سیاسی ایران را توضیح داد. یکی از ویژگی‌های مهم این نارضایتی‌ها خلق «موقعیت‌های کمیک» است. شعارهایی که در اعتراضات کارگران هپکو، فولاد ایران، مالباختگان مؤسسات مالی و حتی ناآرامی‌های دی‌ماه 96 سرداده می‌شدند، از جدّیت رمانتیک یا فاخریّت معمولی امور اجتماعی برخوردار نیستند. این بدین معنا نیست که موضوع برای معترضان اهمیت چندانی ندارد؛ بلکه گویا مردمی که دست به خلق این موقعیت‌ها می ‌زنند، به این درک رسیده‌اند که با روش‌های معمول اعتراض نمی‌­توانند به اهداف و مطالبات خود دست بیابند. بنابراین مجبورند مقولات را به اصطلاح «سروته» کنند.

طبق قاعده ‌ی اعتراضات، معمولاً شعارها باید مستقیم و با لحنی روشن و با اهداف مشخص داده بشود. در اعتراضات امروز، هدف و مطالبات مشخص است؛ اما شعارها با لحنی روشن و مشخص عرضه نمی‌شود؛ غالباً در لفافه‌ای زبانی پیچیده می­‌شود که در بطن خود، نمادهای قدرت یا سیستم ناپاسخگو یا بی‌اعتنا را هدف قرار می دهد. یعنی این موقعیت کمیک، با شناخت پاشنه آشیل­‌ها، ساختار قدرت و نمادها و شعارهای آن را به تمسخر می‌گیرد و از سوی دیگر، در این فضای طنزآلود سعی دارد صدای خود را هم به قدرت بشنواند.

«مرگ بر کارگر، درود بر ستمگر»؛ «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، زندگی کارگر رو به فناست امروز»؛ «درود بر ستمگر، مرگ بر کشاورز»؛ «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، زندگی كشاورز روي هواست امروز»؛ «ای لشکر شرق اصفهان آماده باش آماده باش، بهر پوکوندن لوله یزد آماده باش»، «حقوق به ما نمیدن، مرگ بر آمریکا» و حتی شعارهایی که در تظاهرات دی ماه داده می شد؛ همه جوهره‌ای طنزآمیز دارند. این شعارها درواقع نوعی «نقیضه‌گویی» شعارهایی است که خود قدرت یا حاکمیت از آن استفاده می‌کند. شعارهای مردم، از لحاظ ساختاری یا زبانی و وزن و لحن؛ عامدانه شعارهای جاافتاده و معروف را وارونه می‌کند یا محتوای آن را به هم می‌زند تا قدرت تعریض و کنایی آن بالا برود.

زمانی که حاکمیت یا دولت در عمل به شعارهای خود به روزمرگی رسیده باشد و از سوی دیگر، زمینه برای طرح آزاد مطالبات وجود نداشته باشد، نوبت به خلق موقعیت‌های طنزآمیز می‌رسد؛ در این‌جاست که می‌توان در محتوا و فضای چیزی دخل و تصرف کرد و آن را به شکل دیگری نشان داد؛ تا مگر بشود صدایی را که به صورت معمولی شنیده نمی‌شود، با شدت بیشتری به گوش رساند. تکنیکی که در عین تلخی و دردناکی‌اش، شکل خنده‌داری از واقعیت ارائه می‌دهد. انگار معترضان، کار مجسمه‌ی هرمس را می‌کنند که به قول پیراندللو، یک چهره‌ی آن به اشک و چهره‌ی دیگرش می‌خندد. 

علی شهبازی
.چاپ مطلب
طنز اعتراضات شعار
تعداد دفعات مشاهده شده : 494
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید