کد مطلب : 59639 / تاریخ ثبت : 1396/12/28 12:20

به بهانه 29 اسفند:

مصدق و نام او

در روزهای اخیر طی تلاش های شورای شهر تهران بعد از 60 سال، خیابانی به نام مصدق نامگذاری شد که خود نوعی تابوشکنی بود؛ با نقشی که مصدق در ادامه دادن نهضت مشروطه و تحقق حقوقی ملی دارد، این خیابان نمی تواند ادای دین به او باشد

نام مصدق در تاریخ با دو امر مهم گره خورده است؛ یکی «نفت» و دیگری «حقوق».

تلاش های مصدق برای برگردان حقوق نفتی ایران در قالب جنبش نهضت ملی بر کسی پوشیده نیست؛ از سوی دیگر، او باعث شد تا استرداد حقوق ملی نه تنها در مقوله ی نفت بلکه با دفاعی که در شورای امنیت و دادگاه لاهه از حقوق ملی کرد، مسأله ای فراتر از نفت را هم مطرح گردد: تحقق حقوق ملی در سطح جهانی.

گذشته از اینها؛ تلاش برای طرح اندازی یک حکومت دموکراتیک و مبارزه برای تقلیل نفوذ و دخالت نیروهای خودسر و درباری و نظامی در امور مملکتی اقدام دیگر مصدق بود که بسیار به ذوق اهالی هنر و ادبیات و اندیشه خوش می آمد؛ طوری که بعدها، آن چند سالِ محدودی که مصدق دولت را در اختیار داشت، یکی از دوران های نوستالژیک برای قشر آزادیخواه و احزاب سیاسی و.. محسوب می گردد.

اما مسأله ای که در این برهه از زمان مهم است، زنده نگاه داشتن یاد و اقدامات این مرد مبارز است. گویا تاریخ نویسان وابسته حکومت امروز چندان علاقه ای به این مورد ندارند و در عوض قصد دارند به آیت الله کاشانی که بعدها در جبهه مخالفان مصدق جای گرفت، روی بیاورند. به تعبیر بهتر، نقش کاشانی را در تاریخ مبارزات سیاسی با ایادی اجانب و همچنین دربار پهلوی برجسته کنند. با تأسی به این دلیل که مصدق به جای هماهنگی با مذهبی ها، گرایش به غیرمذهبی ها و حزب توده داشت و همین عامل سرنگونی وی گردید! در درستی یا نادرستی این ادعا تاریخ نویسان زیاد نوشته اند و در این مقال نمی گنجد.

اتکای اقتصاد ایران به نفت، بعد از کودتا شکل دیگری پیدا کرد؛ شکوفایی اقتصادی ایران در زمان پهلوی دوم بیشتر به خاطر یکه تازی ایران در تولید و صادرات نفت بود که حتی به تقابل های نسبی حکومت پهلوی با قدرت های جهانی وابسته به نفت هم کشیده شد. بعد از انقلاب نیز اقتصاد، وابستگی شدیدی به نفت داشت، طوری که علی رغم شعارهای «اقتصاد غیر نفتی» دولت ها، تا به امروز این خواسته همچنان در حد شعار مانده است و بر همه مسلم است که بدون منابع نفتی با روش های حاضر مدیریت و سیاستگذاری، اقتصاد ایران روی پا نخواهد ایستاد.

حال شاید بتوان نقش مصدق را در تحکیم و تداوم دولت ها در قبل و بعد از انقلاب روشن تر دید، ملی شدن نفت هم حکومت دوم پهلوی را برخوردار کرد و هم بعد از انقلاب، به قدرت گرفتن جمهوری اسلامی یاری رساند. بازی حکومت پهلوی در براندازی مصدق نوعی قدرنشناسی بود و با ماهیتی که حکومت درباری داشت و با چالش های عینی که بین او دربار پیش آمده بود، خواست دربار مبنی بر حذف خود مصدق و نام او از تاریخ امری طبیعی است. اما نبود نام مصدق بر زبان ها در بعد از انقلاب قابل توجیه نیست. به راستی چه دلیلی دارد نام کسی که بزرگترین خدمت را برای نسل های بعد از خود کرده بود، تمجید نشود؟ آیا غربت سال های حصر برای او بس نبود که حتی بعد از مرگش نیز از تکریم او جلوگیری می شود؟ باز بودن خانه ی او در احمد آباد (به عنوان میراثی فرهنگی) به روی علاقمندان می تواند عاملی برای حفظ تاریخ این دوره در اذهان و همچنین به نوعی قدردانی از او برای خدمتی که در حق آیندگان(نسل های بعد از کودتا) انجام داد، باشد.

در روزهای اخیر تلاش های شورای اصلاح طلب تهران تا حدی این موضوع را محقق کرد و جای بسی شکر دارد؛ اما با توجه به نام بزرگ مصدق در تاریخ و تأثیری که در زندگی نسل های بعد از خود گذاشته است، آیا حق او این نبود که نامش در خیابانی بزرگتر و پررفت و آمدتر از «خیابان نفت» در مرکز شهر بنشیند؟ چندان واقف نیستم که ادای دین به بزرگان از طریق  نامگذاری مکان ها و خیابان ها با شاخص هایی صورت می گیرد؛ اما اگر نام مصدق را در تاریخ با افراد یا بزرگانی که نامشان در نقشه ی شهر نگاشته شده؛ مقایسه کنیم، آیا نباید در خیابانی همتراز و هم اندازه با «آزادی» و «انقلاب» نقش می بست؟


علی شهبازی
.چاپ مطلب
مصدق نفت نام
تعداد دفعات مشاهده شده : 677
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید