کد مطلب : 60244 / تاریخ ثبت : 1397/02/17 12:01

کشتی «شورای شهر» در دریای توفانی تفرقه!

عبور ناامن از گردنه‌ی میثاق‌ها

این شورا موظف است نشان دهد زیر تیغ فشارها حتی اگر گردن بدهد، هم‌دست وضع موجود نخواهد شد! ما گوش سپرده‌ایم تا صدای واحدی از شورا به هر تحمیلی «نه» بگوید، ما منتظر رأی محکم و مطمئن برای انتخاب آگاهانه‌ی شهرداری هستیم که از صافی‌های سفارش‌شده نگذرد...

در حکایات نقل است: زمانی كاروانی از دشت «ارژن» به قصد «شیراز» حركت كرد؛ شبانگاه بین راه منزل نموده و بار انداختند. هنگامه‌ی گرگ‌و میش به‌جای ادامه‌ی مسیر، سو به ارژن نموده و پس از دیر زمانی به مبدأ حرکت خود در شیراز بازگشتند! مَثَلِ «هر آنچه رشتیم، پنبه شد!» از آن زمان رایج و سایر شده؛ وصفی که گویای شورای شهر کرج در این روزهاست!

شاید بتوان این روزهای شورای شهر را بیش از هر چیز به ساعتی عجیب و غریب تشبیه کرد؛ ساعتی که 13عدد آن در دو زاویه‌ی تند، دست از هم باز کرده و صحن را به سه مرز مشخص تقسیم نموده‌اند؛ هشت‌عضو در یک خط فکری و رفتاری، چهار عضو در یک طیف و یک‌عضو که به شیوه‌ای مستقل از هر دو گروه، بر صندلی نمایندگی نشسته است؛ ساعتی که در نمای بیرونی خود نشان می‌دهد که در حال کار و ثانیه‌شمارش بی‌هیچ مکثی دل‌مشغول گردیدن است اما در صحن درونی، ناکوک! و مهمترین وظایف را در لحظات طلایی وامی‌گذارد؛ به‌عبارتی رشته‌ای که یک‌طرف می‌ریسد را گروه دیگر، پنبه می‌کند!

اما این تمام ماجرا نیست...

دود اختلافات درونی به چشم مردم هم می‌رود؛ شهروندانی که زیر تلقین و تأثیر ترکیب «لیست امید» به پای صندوق‌ها آمدند و دل‌مشغول «هوای تازه»، خاطره‌ی «هوای مانده» در سال‌های متمادی شهر را به باد دادند؛ آنها که با گره‌ای بنفش در دلشان و چشم‌اندازی سبز در تصور آینده‌ی شهر، به نومیدی از اصلاح «نه» گفتند و با جانی تشنه به اصلاحات روی کردند؛ همان‌ها که امروز با تردید به خاطره‌ی مُهر و موم شده بر سرانگشتانشان، نگاه می‌کنند!

قدرت فضای مجازی در این سال‌ها، مرز میان درون و بیرون را برداشته است؛ اتفاقات، میان فضای دربسته‌ی ساختمان‌ها متوقف نمی‌شوند و چون سایه‌ای سبک از لای پنجره‌ای که معجزه‌ی «تلگرام» بازش کرد، به شهر می‌خزند و در گوش شهروندانی لانه می‌کنند که امیدوار بودند قدم‌های اصلاحات را از کف خیابان‌های "جهانشهر" تا بلندای مهجور "اسلام‌آباد" به یک میزان بشنوند.

اما اختلافات داخلی شورا در طیف‌های 1+4+8 سایه‌های تاریکی را روانه‌ی شهر می‌کند که مانند بختکی از گرفتاری به سیاق گذشته، بر سر کرج چنبره زده است. و ساعت عجیب و غریب شورا نیز تنها صدای «کو کو» را ضرب گرفته؛ آن‌هم در روزهایی که طبق گزارشات واصله از سوی سرپرست شهرداری کرج، اوضاع اقتصادِ شهری بحرانی‌ست و انتخاب شهرداری که بتواند کمر این بحران را بشکند؛ باید در اولویت هر مسأله‌ای قرار داشته باشد.

جلسه‌ی علنی صبح دیروز، نومیدکننده‌ترین روز در تقویم عمر کوتاه شورای پنجم بود؛ تصریح و تأکید شفاف و عریان بر مرزبندی میان «هشت» و «چهار» و «یک»‌نفره از سوی برخی از اعضاء، نشان‌دادن برگه‌هایی از جلسات غیرعلنی که رأی موافق و البته غیر رسمی یکی از اعضای شورا بر شهردار سابق را در آن نشست‌ها نشان می‌داد؛ عملی غیراخلاقی که برای بسیاری از ما تداعی‌گر روز تلخ «بگم‌بگم» مقابل دوربین صداوسیما بود، درگیری لفظی یکی از اعضاء شورا با خبرنگار حاضر در صحن و تهدید به ممانعت از حضور وی در جلسات آتی! (در حالی‌که شأن نمایندگی، کنترل خشم را ایجاب می‌کرد)، تأکید یکی از اعضای شورا بر اینکه از توهم «لیست امید» بیرون بیاییم و به «گوشزدهای حاکمیت» توجه کنیم؛ تذکری که با پیوستِ «آنها صلاح ما را می‌خواهند»، میان «مصلحت شهر و مردم» و «مصلحت میزهای نمایندگی» خطی پررنگ کشید، فقدان چشم‌انداز روشنی از فرآیند انتخاب شهردار با آسیب‌شناسی راه رفته‌ی پرخطا و تعیّن معیارهایی که قابل‌حصول باشند؛ و سرانجام، نامی که از سبد رأی هشت‌نفره به‌عنوان نامزد شهرداری کرج اعلام شد و طیف دیگر، شمشیر از رو بسته و آمادگی خود را برای جنگ با این کاندیدا نشان داد؛ روایت‌های مخدوش از کار شورایی‌ست؛ متن پریشان یک «لیست» که بار دیگر ثابت کرد کار جمعی زیر تأثیر تربیتی ذهنی و آموزش‌های رفتاری فرم می‌بندد، نه تلقین هم‌تیم بودن زیر لوای نام‌های قرارداد شده!

هرچند رسیدن به نقطه‌ی ایده‌آل یکپارچگی مدیریت شهری، یک فرآیند تدریجی و براساس فرصت‌ها و ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی‌ست و حرکت به‌سوی این کانون مطلوب، دارای الزاماتی ازجمله: تغییر در ساختارهای قانونی و مدیریتی، توانمندسازی نیروی انسانی و شایسته‌سالاری به‌جای نسبت‌مداری‌، شفافیت و کارآمدی، تمرکززدایی، پاسخ‌گویی و شهروندمداری‌ست؛ اما آیا داعیه‌ی اصلاحات و رأی اعتماد گرفتن از مردم، دقیقاً با شعار «اصلاح ساختارها» ممکن نشد؟ جایی که در شورا تَر مانده و بچه‌ای که نیست؛ با چه تمهید دیگری جز برگشتن به میثاق‌های نخستین با مردم، مادرانه‌های پریشان شهر را دل‌آرام خواهد کرد؟

شورای پرچم‌دار اصلاحاتی که ساختار فاسد را نشانه گرفت و با آوردن کلمه‌ی «شفافیت» در ادبیات مدیریت شهری، روزهای شیشه‌ای را در مدارهای مدیریتی وعده داد، اعضایی که با عبارتِ «ما از پشت میزهای دانشگاه‌ها آمده‌ایم» رویکردی فرهنگی را نوید داد که شهر را از منطق پریشان گفتگو تا محاق ناامن فقر آموزش‌های عمومی نجات خواهد داد، شورایی که از دیالکتیک «هوای تازه» گفت تا دال پنجره باز شود و مرزهای غریبه‌کننده فرو بریزد؛ شورایی که با پشتوانه‌ی رأی هم‌صدای جوان به ساختمان گرد شهر پا گذاشت؛ حق بازگشت به عقب را ندارد!

این شورا موظف است ثابت کند که «اصلاحات» اگرچه حرکتی لاک‌پشتی‌ست اما توفان امید و تغییرش، ارکان تثبیت‌شده‌ی ناکارآمدی را زیر و رو می‌کند؛ این شورا موظف است نشان دهد زیر تیغ فشارها حتی اگر گردن بدهد، هم‌دست وضع موجود نخواهد شد!

ما گوش سپرده‌ایم تا صدای واحدی از شورا به هر تحمیلی «نه» بگوید، ما منتظر رأی محکم و مطمئن برای انتخاب آگاهانه‌ی شهرداری هستیم که از صافی‌های سفارش‌شده نگذرد؛ ما گوش سپرده‌ایم به آخرین تقلای امید خودمان برای روزهایی که هنوز می‌تواند از دل ویرانه‌ها، آبادی بسازد و شما مسؤول مرگ یا حیات همین شاخه‌ی نو رسته هستید!

امید یا یأس؟ انتخابی در میانه نیست...

آرزو رضایی مجاز
.چاپ مطلب
شورای شهر کرج تفرقه انتخاب شهردار میثاق با مردم اصلاحات
تعداد دفعات مشاهده شده : 198
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید