کد مطلب : 60390 / تاریخ ثبت : 1397/02/24 10:14

احتضار شهر به وقتِ اپورتونیست‌ها؛

شام آخر یک شورای امیدوارکننده!

«انتخاب شهردار» هرچند یک رویه‌ی معمول در سلسله وظایف شوراهاست، اما آزمون سختی برای شورایی شده که شهرش مردد روبه آینده ایستاده؛ شهري كه در تاریخچه‌ی تمامی انتخاب‌هایش، سرآخر «تنها» مانده است...

اپورتونیسم (فرصت‌طلبی) یکی از اصطلاحات مرسوم در ادبیات سیاسی است که اهل فن، آن را به تغییر جهت‌دادن برحسب دگرگونی اوضاع و همچنین به‌خاطر سود شخصی تعریف کرده‌اند. اپورتونیست‌ها همواره به‌سوی قدرتِ وقت گرایش دارند و پایبند اصولی نیستند و یا اصول خود را فدا می‌کنند. [۱]

خاستگاه قدرت یا موقعیت معتبر اجتماعی، وزش مناسبی‌ست که زیر برگ‌های آنها می‌زند و دستِ چیده را به‌هم می‌ریزد؛ درواقع اپورتونیست‌ها حزب آشنایی در میان وضعیت گرگ‌و میش احزاب در ایران دارند؛ آنها "حزب باد" هستند که یا سبیل‌های روغن‌چکانی در منفعتِ بادآورده دارند، یا سودی که بر نظم موجود بادکرده، اغواگر چرب و چیلی‌ست که آنها را به نرمش و چرخش‌های ناگهانی وامی‌دارد!

چرتکه‌ی اپورتونیست‌ها، حقایق عینی و تفسیرهای ذهنیِ حساب‌شده را جمع‌بسته و برآیند نهایی به‌گونه‌ای صورت‌بندی می‌شود که در حتمی‌ترین شکست نیز، "سهم"ها لای برگه‌های لابی و زدوبندها از قلم نیفتند.

ابن‌الوقت‌ها چون ذرات معلق گرد و غبار از پیمان‌ها می‌گذرند و هم‌دستی با نسیم‌هایِ باری به‌هر جهت را -حتی اگر چون توفانی به خانه‌ی گران امید بگیرد-، به هر میثاق نحیف تا حریفی ترجیح می‌دهند. آنها آمده‌اند که بگذرند؛ چون رودی که از سر سنگ!

سنگ بنای شورای شهر کرج نیز به توفان فرصت‌طلبی‌های غافلگیرانه گرفته و دوغ و دوشاب یک لیستِ امیدوارکننده را یک کاسه کرده است. شورایی که «هوای تازه» در سر داشت، در مانداب اختلافات داخلی و سفارش‌پذیری‌های بیرونی گرفتار آمده، غافل از اینکه دون‌کیشوت‌های میانه‌ی میدان، این‌بار به جنگ سایه‌هایی برخاسته‌اند که نه آسیاب بادی و نه شوالیه‌های یک توهم فانتزی‌اند؛ تیشه‌ای که آنها به‌دست گرفته‌اند به ریشه‌ای می‌خورد که خاک و خانه‌ی خودشان است!

فرآیند انتخاب شهردار، استریپ‌تیز پوشش‌های ساخته‌گی زیر چتر یک نام بود؛ لیستی که تَکرار کرد: «هنوز امیدی هست!» و افرادی را کنار هم نشاند که به‌زعم خودشان آدم‌های سیاسی بودند اما سیاسی‌کار، نه!

تَکرار گزینش شهردار برای کرجِ پرمسأله، غربال آنان از سوراخ‌هاي ريز «شفافیت» هم بود؛ اَلَكي که به نقاب‌ها تن نداد و هجای پایانی‌اش، بستر بازِ یک استریپ‌تیز شد؛ جایی‌که سيزده‌نفر در چالش صورتک‌ها، وادار به عریانی شدند تا پیش چشم شهری بایستند که این‌بار می‌خواست فارغ از هر توهمی، خوب نگاه کند!

این روزهای شورای شهر کرج، روزهای واگذاری رویکردهای فرهنگی، تفکر اصلاح‌طلبانه، چشم‌اندازهای آرمانی‌شده‌ی توسعه، افق شهروندمداری، و شاخ‌و برگ کشیدن پرقد و قامت فرصت‌طلبی‌ست؛ روزهایی که لابی‌ها به‌عینه دستِ بالا را گرفته‌اند و بدون هیچ پرده‌پوشی، سیلی‌های محکمی‌ست به‌صورت شهری که تصمیم اعتماد کردن‌اش به تحریم انتخابات‌اش چربید و برای نخستین‌بار در تاریخ استقلال‌اش از تهران، به شاکله‌ی یک کلونیِ لیست‌شده رأی داد!

آنها که در کرج و یا با کرجی‌ها زندگی می‌کردند، در بازارگرمی‌های انتخاباتی، شانسی برای «لیست امید» قائل نبودند. بسیاری از ما کرج را دارای چنان بلوغ سیاسی‌ای نمی‌دیدیم که تحت لوای یک پرچم بایستد و ندیده و نشناخته به لیستی رأی دهد که زیر اکثر نام‌هایش، صندلی‌های دانشگاهی بود!

در تمام سال‌های رفته، رویکرد و کنش فرهنگی، لاغرترینِ اقلام در سبد ملاک‌های انتصاب و انتخاب‌ها بوده است. کرجی‌ها، فرهنگیان را شخصیت‌های تر و تمیزی می‌دانستند که گروه خونی‌شان به کارهای اجرایی و مدیریتی نمی‌خورد؛ آنها در فهرست شاخص‌های یک مدیر و مدبر، ملاکی کافی و ضروری کم داشتند: «تجربه»؛ گزینه‌ای که در کرج همواره آنقدر بلندبالا بوده که قلدرمآبانه «تخصص» را کنار می‌گذاشت و جایی برای عرض‌اندام کارشناسی که سابقه‌ی مدیریتی نداشته، باز نمی‌گذاشت تا اردیبهشت‌ماه۹۶...

اعتبار جوان‌ها و اعتماد به نظر آنها، یخ بسیاری از خانواده‌ها را شکست و کمر همت پدر و مادرهایی را بست که می‌خواستند انگشت‌های خود را از خون تمام توبه‌نامه‌های خود بشویند و در جوهر آبی نام‌هایی غرق شوند که این‌بار فرزندانشان می‌گفتند و بهاری که سبز شد، پاسخی به زمستان‌های رفته و زخم‌های مانده بود!

اما این روزهای شورای شهر کرج در خط‌کشی‌های سلیقه‌ای، سیاسی‌کاری‌های دلبخواهی و تصمیمات فرصت‌طلبانه هیچ نشانه‌ای از آن امیدها با خود ندارد؛ ترکیب ۸+۴+۱ نه‌تنها آن همه رأی امیدوار را بی‌اعتبار کرده است، بلکه مرز دیگری را در ذهن همان جوانان برساخته؛ منفعت میزهای مدیریتی و منفعت شهر! جوانانی که آنها نیز به توبه‌نامه‌هایی فکر می‌کنند که دیر یا زود بایستی بر سرانگشت‌های جوهری خود الصاق نمايند!

امروز، روز تکلیف شورایی‌ست که برای همیشه تکلیف این شهر با زمزمه‌های تغییر را مشخص خواهد کرد؛ «انتخاب شهردار» هرچند یک رویه‌ی معمول در سلسله وظایف شوراهاست، اما آزمون سختی برای شورایی شده که شهرش مردد روبه آینده ایستاده؛ شهري كه در تاریخچه‌ی تمامی انتخاب‌هایش، سرآخر «تنها» مانده است.

پانوشت:
[۱] آشوری، داریوش (۱۳۸۵) دانشنامه‌ي سیاسی، چاپ سیزدهم، تهران: انتشارات مروارید


آرزو رضايي مجاز
.چاپ مطلب
شوراي شهر كرج فرصت طلبي اپورتونيست انتخاب شهردار
تعداد دفعات مشاهده شده : 217
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید