کد مطلب : 64248 / تاریخ ثبت : 1400/03/05 22:11

گفتگو با سید هادی معتمدی روانپزشک

بازار مکاره اخبار بد؛ موهای پریشان ذهن را شانه کنیم

هر روز که سلام صبج را پاسخ می گوییم با هجمه ای از اخبار بد مواجه می شویم کهبه جای این که مانند پنکه به دنبال هوای خوب باشیم وهوای تازه را پخش کنیم برعکس مثل جارو برقی تمام افکار و اتفاقات منفی و ناخوش را درون کیسه روح و جسم، مکش می کنیم.

به قلم مسیحا اقتداریان خبرنگار khabar31/شبکه خبری البرز
هر روز که سلام صبج  را پاسخ می گوییم با هجمه ای از اخبار بد مواجه می شویم که تا پایان روز حالمان را زیرو روکرده، درمسیرطوفان حوادث قرار می دهد و ذهن را برای دریافت سخنان امیداوارکننده  قفل می کند. هر چه ناخوشی است سرریزمغز می شود و سلول های ریز و درشت این عضو موثر را  بر می تاباند و تا حد زیادی تعادل روحی روانی را از بین می برد. نسخه هایی اینچنین غلط ، روزانه برای ما پیچیده می شود و هر روز ما نیز خمارآلود آنها را به خود تزریق می کنیم. نتیجه اش جامعه ای می شود خمیده وعصا بدست که با عینک اندوه، رخت زندگی را بر تنش،  دردمند می بینیم و دائم به دنبال خرابی حال ، دوان هستیم و پاکت سیگارمی شود، تمام آرزوهای دود شده که پک های بی حاصل بر آن زده شده است. 
به جای این که مانند پنکه به دنبال هوای خوب باشیم  وهوای تازه  را پخش کنیم برعکس  مثل جارو برقی تمام افکار و اتفاقات منفی و ناخوش را درون کیسه روح و جسم، مکش می کنیم.
 
دکتر سید هادی معتمدی، روانپزشک، متخصص اعصاب و روان وعضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی  است که، شاخص ترین حوزه های فعالیت  ایشان بیماری های اعصاب و روان و  آسیب های اجتماعی به ویژه مشکلات خانوادگی و اعتیاد می باشد. دکتر معتمدی،  مولف کتاب “قاچاق انسان” است که در کنار تالیف کتاب، مقاله هایی در زمینه “بررسی پدیده قاچاق کودکان”، “علائم نورولژی در بیماران روانی”، “بررسی اثرات از دست دادن والدین در بروز افسردگی” و…  نیز به رشته تجریر در آورده است.

فرصتی دست داد تا با ایشان در راستای مدیریت ذهن و تکنیک های موثربرای مهار اثرات منفی در زندگی گفتگویی کوتاه داشته باشیم.

دکتر معتمدی سپاس از قبول دعوت ، به عنوان اولین پرسش،  بفرمایید، چرا مغز انسان گرایش  بیشتری نسبت  به تفکرات  منفی دارد واغلب  روی آن متمرکز شده و پاسخ می دهد:

درود بر شما؛ اصولا یک امر طبیعی در تمام موجودات زنده است که، برای هضم مسائل، قضایا و افکاری که برایشان سخت به نظر می رسد شروع به نشخوار می کنند.در مورد انسان نیز نوعی نشخوار ذهنی بطورعمده درخصوص مسایل منفی به وجود می آید. دلیل این ری اکشن و واکنش  را با مثال ساده ای برای شما بیان می کنم. یک اتفاق خوب مانند جشن تولد در زندگی وقتی صورت می گیرد ، مانند کیک خامه ای با مزه ای مطبوع  خورده وبه راحتی هضم می شود و اصولا در جای خاصی ثبت نمی شود مگرآن که با فشار سعی بر به خاطر آوردن آن باشد. اما اگر نکته ای باشد که منجر به آزار شود مثل تحقیر در جمع یا دچار آسیب روحی  و ذهنی شدن ، در آن حالت بطور قطع نمی توان از فکر آن خارج شد و تا مدت های مدیدی نشخوارهای ذهنی  مانند مهمان های ناخوانده ای راه باز می کنند و تلاش بر حل مسئله آغاز می شود. همین موضوع یک مبنای علمی و عمومی در تمام افراد است که افکار منفی  مدت زمان زیادی در ذهن باقی می مانند که اکثر آنها نیزحل هم نمی شوند. به همین دلیل باید با بهره گیری از علم روانپزشکی و روانشناسی ، روانکاوی و یا دارومسئله حل شود .هنگامی که مسئله حل شد دیگر ذهن درگیر موضوع نیست. لذا تحقیقات نشان می دهد بیش از 70 تا 80درصد افکار ما در زمانی که مدیریت نشوند و به آنها خوراک مناسب داده نشود گرایش به سمت افکار منفی و نشخوار نگاتیویته  وجود دارد.

وقتی سخن از سوگیری منفی به میان می آید منظور چیست  و آیا این موضوع می تواند بر انگیزه ما برای انجام کاری یا رابطه ای اثرگذار باشد:
سوگیری های منفی برای حل مسئله است. وقتی استارت  تفکر منفی در ذهن زده می شود تمام معادلات، پایین و بالا شده و بهم می ریزد. این اتفاق در ارتباط با رابطه نیز صدق می کند. مثل بهم خوردن رابطه زناشویی. لذا باید مسئله حل و جمع شود تا در دراز مدت  انباشت افکار منفی سرریز بیماری های روحی روانی مانند افسردگی نشود. بسیاری از افراد مضطرب  و افسرده مانند جارو برقی تنها و تنها افکارر بدرد نخور محیط  ذهنی خود را جمع می کنند. بنابراین توصیه ما به عنوان متخصصین علوم اعصاب  و رفتاربراین است که افراد همانند کولر و یا پنکه باشند و از خودشان افکار مثبت و آرامش دهنده ساطع کنند. لذا سوگیری های منفی برای حل مسائلی است که تاکنون لاینحل بوده و نتوانسته ایم راه حلی برای ان پیدا کنیم.

تعریف جامع حال خوب از دیدگاه شما چیست و چگونه می توان ذهن را به سمت حال خوب سوق داد:
حال خوب در فرهنگ های مختلف تعریف خاص خود را دارد. اما بطور جامع حال خوب به حالی گفته می شود که، وقتی انسان درآن وضعیت قرار می گیرد این احساس را داشته باشد که همسوبا اهدافش در حرکت است و این توانایی را دارد که از یکسوموانع پیش رو را بردارد و از سویی دیگر راهکار مناسبی برای حل مسئله دارد و براحتی مشکلات پیش آمده درزندگی را با درایت مرتفع می کند. حال خوب بدین معناست که، تجمیع مشکلات حل نشده وجود ندارد.هرچند نباید ازنظر دورداشت که، حال خوب بدین معنا نیست که هیچ مشکلی وجود ندارد بلکه ، راه درست حل مشکل را بلد شده باشد. حال خوب  از توان ذهنی ما نمی کاهد و می توان با برنامه ریزی دقیق به تمامی امورذهنی رسیدگی کرد. حال خوب یعنی  پیشرفت محسوس و ملموس امروز نسبت به روز قبل ؛ البته هدف این نیست که مشکلی نداشته و اتوپیا  داشته باشیم وبه مدینه فاضله برسیم. حال خوب یعنی رشد استعدادها، درک دیگران، همدلی ، رضایت از انسان بودن خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، لذت از لحظه ها، احساس نیازبه گفتگو با دیگران جهت حل مشکل ذهنی. بنابراین در فرهنگ های گفتگو مدار، تمامی این معانی تعبیر می شود اما امکان دارد از نظر یک اقتصادددان، سیاستمدار وهنرمند معنی حال خوب چیز دیگری باشد. درمجموع حال خوب یعنی حرکت رو به جلو و رشد استعدادهاست هرچند اگر این حرکت خفیف باشد.

نظر شخصی بنده این است که، مادامی که خویشتن خویش را دوست داشته باشیم و برای خود اهمیت قائل شویم، می توانیم حال خوب را تجربه و به نوعی انتقال دهیم. از نظر شما به عنوان متخصص علوم اعصاب و رفتارآیا ایده قابل تاملی است:
طبیعی است اگر انسان برای خود ارزش قائل نباشد و تمام ذهن، افکار، برنامه ریزی ها، اندیشه ها، ایده ها و آینده خود را به دست دیگران جهت مدیریت بسپارد و برنامه های بلند مدت، کوتاه مدت و میان مدت نداشته باشد مسلما به حال خوب نخواهد رسید. بنابراین دوست داشتن خود به مفهوم  اهمیت به رشد استعدادها، اندیشه ها و دوری از افکار منفی  و حل مشکلات بر اساس مطالعه درست وگفتگوی مناسب  با صاحبنظران  است. باید توجه داشت، همانقدر که به پاکی لباس اهمیت می دهیم برای پاکی ذهن نیز باید اندیشه ورزی کنیم تا حال خوبی را درخودمان به وجود آوریم.

یکی از راه های حال خوب داشتن، طبق نظر روانشناسان و روانپزشکان ، "مدیریت ذهن" است. مولفه های مدیریت ذهن از دید شما چیست:
همانطور که خودتان اشاره کردید برای داشتن حال خوب باید ذهن خودمان را مدیریت کنیم. مدیریت ذهن یک مهارت است . بدین معنی که برای خودمان، ذهن را سیال و رها نمی کنیم که هرفضای مجازی و یا رسانه ای برای ما برنامه ریزی کند. لذا برای کنترل و مدیریت ذهن  یک برنامه ریزی و یک مهارت تعریف کرده ایم. دراین حالت ابتدا اولویت های ذهنی را مشخص می کنیم ، سپس راه حل های رسیدن به آن ها را یادداشت می کنیم وبرگه یادداشت را درمکانی که که در دید باشد نصب می کنیم تا هر صبح که از خواب بیدار می شویم به اولین چیزی که نگاه می کنیم  برنامه ای است که مدون شده است. پس از آن  برنامه تحریر شده را مدیریت می کنیم. چرا که درآن نوشته شده چه کارهایی باید انجام گیرد  آنهم فارغ از اتفاقات بیرون از ذهن؛ هرچند ناگفته نماند که منظور این نیست، هیچ واکنشی نسبت به اطراف نداشته باشیم و در طیفی از بی خیالی بسر بریم. اما مانند جارو برقی  هم،عمل نکنیم. بنابراین مدیریت ذهن در مجموع برنامه ریزی ذهن توسط شخص خودمان برای چیزهایی که در حد توان و با توجه به محیط اطراف (که برنامه های ما را مخدوش نکند ) دوست داریم، می باشد .

مهارت زندگی چگونه می تواند فاصله من کنونی با من واقعی را کوتاه کند:
در واقع درمان مشکلات حال بد، داشتن مهارت است. یعنی این که حال خوب یک امر غیر فعال(passive ) نیست بلکه فعال (active) است.نمی توان در وضعیت سکون بود و انتظار داشت حال خوبی داشته باشیم. بلکه باید کاری انجام داد که همین عمل، جزء مهارت های زندگی به حساب می آید. برای خوب کردن حال خود باید مهارت های لازم را داشته باشیم و سه گام مهم باید برداشته شود. نخستین اصل، به برنامه ریزی براساس  ذوق وسلیقه هر فرد(موسیقی، ورزش، مسافرت، ارتباط و...) بستگی دارد. دوم این که باید در سبک زندگی وفکرواندیشه تغییر ایجاد کرد. بطور مثال اگر برنامه ورزشی برای خودمان تعریف کردیم باید ملزومات آن ( کنار گذاشتن سیگار،تنظیم وقت خواب و بیداری ، کنترل نوع تغذیه و وزن...) را فراهم کنیم . سوم ایجاد ذهنیت در انجام کار. در واقع حال خوب با پیدا کردن مهارت زندگی میسر خواهد بود.

واما کلام آخر: حال خوب داشتن قطاری ایستا نیست وهمواره باید ایستگاه های استعداد و اندیشه های نو را شناسایی کرد.

 



مسیحا اقتداریان
.چاپ مطلب
روانپزشک دکتر معتمدی اعصاب حال خوب افکار جاروبرقی پنکه
تعداد دفعات مشاهده شده : 557
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید